تبليغاتX
شمعی در شب

shameedarshab

م

shameedarshab

http://shameedarshab.blogfa.com

شمعی در شب

شمعی در شب

شمعی در شب

من آن گلبرگ مغرورم که می میرم زبی آبی ولی با خفت و خاری پی شبنم نمی گردم شمعیم و خوانده ایم خط سرنوشت خویش ما را برای سوز و گداز آفریده اند

شمعی در شب

ایرانی میدانی . . .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه سيستم اگو يا فاضلاب را جهت تخليه آب شهري به بيرون از شهر اختراع كرد ايرانيان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه اسب را به جهان هديه كردند ايرانيان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه حيوانات خانگي را تربيت كردند و جهت بهره مندي از آنان استفاده كردند ايرانيان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه مس را كشف كردند ايرانيان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه آتش را در جهان كشف كردند ايرانيان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه ذوب فلزات را آغاز كردند ايرانيان بودند در شهر سيلك در اطراف كاشان .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه كشاورزي را جهت كاشت و برداشت كشف كردند ايرانيان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه نخ را كشف كردند و موفق به ريسيدن آن شدند ايرانيان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه سکه را در جهان ضرب كردند ايرانيان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه عطر را براي خوشبو شدن بدن ساختند ايرانيان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه كشتي يا زورق را ساختند ايرانيان بودند به فرمان يكي از پادشاهان زن ايراني.
آيا ميدانيد : اولين ارتش سواره نظام در دنيا توسط سام ايراني اختراع شد با 115 سرباز .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه حروف الفبا را ساختند در 7000 سال پيش در جنوب ايران ، ايرانيان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه شيشه را كشف كردند و از آن براي منازل استفاده كردند ايراينان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه زغال سنگ را كشف كردند ايرانيان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه مقياس سنجش اجسام را كشف كردند ايرانيان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه به كرويت زمين پي بردند ايرانيان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه قاره آمريكا را كشف كردند ايراينان بودند و كريستف كلب و واسكودوگاما بر اثر خواندن كتابهاي ايراني كه در كتابخانه واتيكان بوده به فكر قاره پيمايي افتادند .
آيا ميدانيد : كلمه شاهراه از راهي كه كورش کبير بين سارد پايتخت كارون و پاسارگاد احداث كرد گرفته شده است .
آيا ميدانيد : كورش كبير در شوروي سابق شهري ساخت به نام كورپوليس كه خجند امروزي نام دارد .
آيا ميدانيد : كورش کبیر پس از فتح بابل به معبد مردوك رفت و براي ابراز محبت به بابلي ها به خداي آنان احترام گذاشت و در همان معبد كه بيش از 1000 متر بلندي داشت براي اثبات حسن نيت خود به آنان تاج گذاري كرد .
آيا ميدانيد : اولين هنرستان فني و حرفه اي در ايران توسط كورش كبير در شوش جهت تعليم فن و هنر ساخته شد .
آيا ميدانيد : ديوار چين با بهره گيري از ديواري كه كورش در شمال ايران در سال 544 قبل از ميلاد براي جلوگيري از تهاجم اقوام شمالي ساخت ، ساخته شد .
آيا ميدانيد : اولين سيستم استخدام دولتي به صورت لشگري و كشوري به مدت 40 سال خدمت و سپس بازنشستگي و گرفتن مستمري دائم را كورش كبير در ايران پايه گذاري كرد .
آيا ميدانيد : كمبوجبه فرزند كورش بدليل كشته شدن 12 ايراني در مصر و اينکه فرعون مصر به جاي عذر خواهي از ايرانيان به دشنام دادن و تمسخر پرداخته بود ، با 250 هزار سرباز ايراني در روز 42 از آغاز بهار 525 قبل از ميلاد به مصر حمله كرد و كل مصر را تصرف كرد و بدليل آمدن قحطي در مصر مقداري بسيار زيادي غله وارد مصر كرد . اكنون در مصر يك نقاشي ديواري وجود دارد كه كمبوجيه را در حال احترام به خدايان مصر نشان ميدهد . او به هيچ وجه دين ايران را به آنان تحميل نكرد و بي احترامي به آنان ننمود .
آيا ميدانيد : داريوش کبير با شور و مشورت تمام بزرگان ايالتهاي ايران كه در پاسارگاد جمع شده بودند به پادشاهي برگزيده شد و در بهار 520 قبل از ميلاد تاج شاهنشاهي ايران رابر سر تهاد و براي همين مناسبت 2 نوع سكه طرح دار با نام داريك ( طلا ) و سيكو ( نقره )
را در اختيار مردم قرار داد كه بعدها رايج ترين پولهاي جهان شد .
آيا ميدانيد : داريوش كبير طرح تعلميات عمومي و سوادآموزي را اجباري و به صورت كاملا رايگان بنيان گذاشت كه به موجب آن همه مردم مي بايست خواندن و نوشتن بدانند كه به همين مناسبت خط آرامي يا فنيقي را جايگزين خط ميخي كرد كه بعدها خط پهلوي نام گرفت . ( داريوش به حق متعلق به زمان خود نبود و 2000 سال جلو تر از خود مي انديشيد . )
آيا ميدانيد : داريوش در پايئز و زمستان 518 - 519 قبل از ميلاد نقشه ساخت پرسپوليس را طراحي كرد و با الهام گرفتن از اهرام مصر نقشه آن را با كمك چندين تن از معماران مصري بروي كاغد آورد .
آيا ميدانيد : داريوش بعد از تصرف بابل 25 هزار يهودي برده را كه در آن شهر بر زير يوق بردگي شاه بابل بودند آزاد كرد ..
آيا ميدانيد : داريوش در سال دهم پادشاهي خود شاهراه بزرگ كورش را به اتمام رساند و جاده سراسري آسيا را احداث كرد كه از خراسان به مغرب چين ميرفت كه بعدها جاده ابريشم نام گرفت .
آيا ميدانيد : اولين بار پرسپوليس به دستور داريوش كبير به صورت ماكت ساخته شد تا از بزرگترين كاخ آسيا شبيه سازي شده باشد كه فقط ماكت كاخ پرسپوليس 3 سال طول كشيد و کل ساخت کاخ ?? سال به طول انجاميد .
آيا ميدانيد : داريوش براي ساخت كاخ پرسپوليس كه نمايشگاه هنر آسيا بوده 25 هزار كارگر به صورت 10 ساعت در تابستان و 8 ساعت در زمستان به كار گماشته بود و به هر استادكار هر 5 روز يكبار يك سكه طلا ( داريك ) مي داده و به هر خانواده از كارگران به غير از مزد آنها روزانه 250 گرم گوشت همراه با روغن - كره - عسل و پنير ميداده است و هر 10 روز يكبار استراحت داشتند .
آيا ميدانيد : داريوش در هر سال براي ساخت كاخ به كارگران بيش از نيم ميليون طلا مزد مي داده است كه به گفته مورخان گران ترين كاخ دنيا محسوب ميشده . اين در حالي است كه در همان زمان در مصر كارگران به بيگاري مشغول بوده اند بدون پرداخت مزد كه با شلاق نيز همراه بوده است .
آيا ميدانيد : تقويم كنوني ( ماه 30 روز ) به دستور داريوش پايه گذاري شد و او هياتي را براي اصلاح تقويم ايران به رياست دانشمند بابلي “دني تون” بسيج كرده بود . بر طبق تقويم جديد داريوش روز اول و پانزدهم ماه تعطيل بوده و در طول سال داراي 5 عيد مذهبي و 31 روز تعطيلي رسمي كه يكي از آنها نوروز و ديگري سوگ سياوش بوده است .
آيا ميدانيد : داريوش پادگان و نظام وظيفه را در ايران پايه گزاري كرد و به مناسبت آن تمام جوانان چه فرزند شاه و چه فرزند وزير بايد به خدمت بروند و تعليمات نظامي ببينند تا بتوانند از سرزمين پارس دفاع كنند .
آيا ميدانيد : داريوش براي اولين بار در ايران وزارت راه - وزارت آب - سازمان املاك -سازمان اطلاعات - سازمان پست و تلگراف ( چاپارخانه ) را بنيان نهاد .
آيا ميدانيد : اولين راه شوسه و زير سازي شده در جهان توسط داريوش ساخته شد .
آيا ميدانيد : داريوش براي جلوگيري از قحطي آب در هندوستان كه جزوي از امپراطوري ايران بوده سدي عظيم بروي رود سند بنا نهاد .
آيا ميدانيد : فيثاغورث كه بدلايل مذهبي از كشور خود گريخته بود و به ايران پناه آورده بود توسط داريوش كبير داراي يك زندگي خوب همراه با مستمري دائم شد .
آيا ميدانيد : در طول سلطنت داريوش كبير 242 حكمران بر عليه او شورش كرده بودند و او پادشاهي بوده كه با 242 مورد شورش مقابله كرد و همه را بر جاي خود نشاند و عدالت را در سرتاسر ايران بسط داد . او در سال آخر پادشاهي به اندازه 10 ميليون ليره انگلستان ذخيره مالي در خزانه دولتي بر جاي گذاشت .
*** داريوش در سال 521 قبل از ميلاد فرمان داد : من عدالت را دوست دارم ، از گناه متنفرم و از ظلم طبقات بالا به طبقات پايين اجتماع خشنود نيستم.
+ نوشته شده در جمعه بیستم شهریور 1388ساعت 3:39 توسط م |
نقش شلغم (انتخاباتی)

 

اصلا تصور نکنيد که اتفاق خاصي در عرصه سياسي کشور نيفتاده که ما به وسيله طنز آن را بپزيم؛ يا اينکه فکر نکنيد کفگير سوژه‌هايمان خورده است ته ديگ که به سوژه شلغم پرداخته‌ايم؛ نه اصلا اينجوري نيست بلکه با توجه به اينکه بايد فتيله را همچين يک جورهايي بکشيم پايين بنابراين ترجيح داديم به مقوله شلغم و تاثيراتي که مي‌تواند بر موضوعات مختلف داشته باشد بپردازيم!
- يکي از فوائد شلغم در اين است که اگر يکي از بازداشتي‌هاي اخير بخواهد اعتراف کند و اين در حالي است که آنفلوآنزاي سختي هم خورده باشد و نتواند مقابل دوربين حرف بزند؛ با خوردن يک شلغم بيماري آنفلوآنزايي که گرفته از بين رفته و طرف مي‌تواند با خيال راحت اعتراف کند!
- همانطور که مي‌دانيد يکي از چيزهايي که باعث مي‌شد سر و صورت معترضان به نتيجه انتخابات بسوزد اسپري فلفل بود؛ بنابراين توصيه مي‌شود به جاي فلفل از اسپري شلغم که سر و صورت معترضان به نتيجه انتخابات را نمي‌سوزاند استفاده بشود!
- اگر دوست نداريد که در درگيري‌هاي خياباني حتي يک قطره هم خون از دماغ کسي بيايد بهتر است که به جاي سنگ، با شلغم از يکديگر استقبال بکنيد! اين جوري يک قطره هم خون از دماغ کسي سرازير نخواهد شد!
- همانطور که مي‌دانيد در آشوب‌هاي اخير محتواي سطل‌هاي زباله داخل شهر توسط عده‌اي آشوبگر سوزانده مي‌شد. بنابراين مي‌تواند به جاي سطل آشغال مي‌شود؛ شلغم‌ها را بسوزانيم که يک جورهايي سرمايه ملي محسوب نمي‌شود!
- شلغم حتي مي‌تواند تنهايي يک زنداني را که در انفرادي روزگار سپري مي‌کند را پر کند. با اين توضيح مي‌توان مقداري شلغم را به افرادي که در انفرادي هستند بدهيم تا آنها را پوست بکنند. با اين کار هم سرشان گرم مي‌شود و هم مي‌توان با شلغم‌هاي پوست کنده شده براي بازداشتي‌هايي که در بند عمومي هستند آش شلغم درست کرد!
- از جايي که شلغم مي‌تواند آدم را تبديل به يک فرد شلغم بکند و اين در حالي است که نمي‌تواند بي‌تفاوت بکند؛ بنابراين مي‌توان به برخي آدم‌ها به جاي قرص، شلغم بدهيم بخورند!
- همانطور که مي‌دانيد خوردن زياد از حد شلغم باعث مي‌شود که آدم دل درد بگيرد و به خاطر دل درد از دنيا برود؛ بنابراين مي‌توان برخي افراد را به جرم واردات بيش از حد شلغم به کشور، کشه چيزي نيست جز تشويش شكم و دل و روده مردم، گرفته و بازداشت موقت کرد! اين در حالي است که اگر شلغم نبود نمي‌شد اين عده را گرفته و بازداشت موقت کرد!
- اگر خوب دقت کنيد برخي شلغم‌ها شبيه برخي چيزها و حتي برخي افراد هستند! با اين وجود مي‌توان عده‌اي را به جرم در دست داشتن شلغمي که شبيه برخي افراد است نيز بازداشت موقت کرد!
- همانطور که مي‌دانيد شلغم جزو خوردني‌هايي است که بين مردم به بي خاصيتي مشهور است. پس مي‌توان عده‌اي فروشنده شلغم را به جرم ترويج روحيه بي‌خاصيتي! در بين مردم گرفته و بازداشت موقت کرد، اين در حالي است که اگر شلغم نبود نمي‌شد عده‌اي را به اين جرم گرفته و بازداشت موقت کرد!
- از ديگر فوائد شلغم اين است که چون نوع چيني آن وجود ندارد بنابراين عده‌اي نيروي خودسر نمي‌توانند خوردن آن را تحريم بکنند!
- شلغم حتي مي‌تواند به کمک افشين قطبي بيايد؛ وي مي‌تواند هر وقت که تيمش در بازي‌هاي بين‌المللي مي‌بازد بگويد: بازيکنان ما مثل شلغم حمله مي‌کردند! و وقتي همان بازي را مي‌برد بگويد: بچه‌هاي من مثل شيرهاي شلغم خورده بازي مي‌کردند!
- اگر نمي‌خواهيد بازيکنان تيم ملي دچار بيماري‌هايي از قبيل خط خوردن از تيم ملي!، بيماري بستن مچ بند سبز!، درگير شدن با انصاريفرد! و بيماري‌هايي از اين دست بشوند به آنها روزي 30 گرم شلغم تزريق کنيد!
- به نظر ما اينکه عادل فردوسي پور اين روزها براي اجراي برنامه 90 اين دست و آن دست مي‌کند به‌دليل پايين آمدن شلغم خونش است؛ بنابراين مي‌توان به او مقداري شلغم خوراند تا ديگر براي اجراي يک چنين برنامه‌اي تعلل نکند!
- به نظر صاحب اين قلم اگر انصاريفرد مقداري شلغم مي‌گذاشت سر ميزش ديگر علي کريمي براي پيوستن به تيم پرطرفدار پرسپوليس تعلل نمي‌کرد و الان به جاي زدن گل در استيل آذين در پرسپوليس گل مي‌زد!
- وجود بيش از حد شلغم در کشور خيلي خطرناک است؛ چراکه ممکن است معترضان را وادار کند به‌وسيله شلغم داغ شيشه بانک‌ها را شکسته و همچنين اموال عمومي را تخريب کنند؛ بنابراين بعيد نيست يکي از سران اصلاح‌طلب براي اينکه سلاح داغ! به معترضان برساند زمين پدري‌اش را برده باشد زير کشت شلغم!
- همانطور که گفته شد خوردن بيش از حد شلغم مي‌تواند باعث مرگ بشود؛ بنابراين بعيد نيست که برخي از جان‌باختگان در حوادث پس از انتخابات به‌دليل خوردن بيش از حد شلغم از دنيا رفته باشند و نه چيز ديگري!
- يکي از اساسي‌ترين فوائد شلغم در اين است که وقتي روزنامه‌اي با اخطار کتبي مواجه شد مي‌توان به جاي پرداختن به هر سوژه‌اي به فوائد شلغم پرداخت که هم بي‌خطر است و هم پر فايده!

مهدي طوسي

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1388ساعت 0:54 توسط م |
گالیله (انتخاباتی)

 

گالیله در ۱۵ فوریه ۱۵۶۴ در شهر پیزای ایتالیابه دنیا آمد. پدر گالیله، وینچنزو (Vincenzo ) از موسیقیدانان به نام بود.ابتدا قرار بود او در کلیسا برای کشیش شدن مشغول شود اما پدرش وی را به تحصیل در رشته پزشکی به   دانشگاه پیزا فرستاد. گالیله طب را نیاموخت امابه جای آن به مطالعه ریاضیات پرداخت و به آن  علاقه مند شد،به گونهای که در سال ۱۵۸وانست به عنوان مدرس ریاضیات در همان دانشگاه به کار مشغول شود. سه سال بعد به دانشگاه پادوا رفت وبه تدریس هندسه، مکانیک و نجوم پرداخت. وی تا سال ۱۶۱۰ آموزش و پژوهش را در این دانشگاه ادامه داد که بیشترین دستاوردهای علمیوتحقیقاتی وی مربوط به همین دورهاست.

  بیشترین مشهوریت گالیله در دانشگاه به دلیل مخالفت او با نظرات اساتیدش بود.

  برای مثال:

 در مورد نظر ارسطو که میگفت اجسام سنگینتر سریعتر سقوط میکنند،او میگفت: این درست نمی باشد،چون دانه های مختلف تگرگ دراندازه های مختلف با هم به زمین میخورند.

 ولی در آن زمان هیچکس پذیرای سخنان او نبودو بسیاری از متفکران و دانشمندان نامدار حاضرنبودند خلاف آنچه که اغلب ناشی از باورهای مذهبی کتاب مقدس و کلیسا بود، چیزی رابپذیرند.

  گالیله برای اثبات سخنانش بسیار تلاش مینمود،حتی یک روز هنگامی که اساتیدمشهور  علوم از کنار برج پیزا عبور می کردند، او ازبالای برج دو وزنه مختلف را به زمین انداخت که وزنه ها با هم به زمین رسیدند.اما آن اساتید چشم خود را بر روی حقیقت بستند وگفتند:                

این امر ناشی از خطای چشم بوده،زیراتصور اینکه نظریه ارسطو در مورد سقوط اجسام درست نباشد برای آنان ممکن نبود.

 حتی زمانیکه او تلسکوپ معروف خود را ساخت از چند دانشمند خواست تا با چشمان خودقمر های مشتری را ببینن،اما آنان حاضر نگشتند به دوربین او نگاه کنند،تنها به این خاطرکه ارسطو از وجود این اقمار چیزی نگفته    بود!               

درسال 1608 در هلند دوربین اختراع شد. و گالیله توانست تلسکوپی بسازد که اجسام را  بیست بار نزدیک میکرد .کشف گالیله با واکنش های مختلفی روبرو بود و برخی از دانشمندان  آن را خطای اپتیکی تلسکوپی میدانستند.                 

درسال 1613 گالیله لکه های خورشید را باتلسکوپ خود نشان  داده بود و بر خلاف ارسطو   میگفت:

پدیده های آسمانی مشابه پدیده های زمینیهستند. و این یعنی مخالفت با آنچه فلاسفه                

و  آنچه کتاب مقدس میگفت:             

"ثابت نبودن زمین و حرکت آن به دور خورشید،

 مغایر آیات کتاب مقدس و نظریات ارسطو بود"

 بنابراین گالیله درسال 1633 در دادگاه تفتیش عقاید رم محاکمه شد.

 وی مجبور به امضای توبه نامه ای با این مضمون گردید:

  در هفتادمین سال زندگی در مقابل شما به زانو درآمدهام و در حالی که کتاب مقدس راپیش چشم دارم و با دستهای خود لمس میکنم توبه میکنم و ادعای خالی از حقیقت وحرکت زمین را انکار میکنم و آنرا منفور ومطرود مینمایم."

  او علیرغم اعتقاد درونی اش، مجبور شد اعتراف کند که:

  نظریه ارسطو درست و زمین مرکز جهان است.

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1388ساعت 0:51 توسط م |
عتراف گیری از مشاغل مختلف (انتخابات)

ا

همانطور که مي‌دانيد اين روزها بازار اعترافات همانند گرماي بيش از حد هوا داغ داغ است. در اين مطلب مي‌خواهيم بگوييم که اگر صاحبان مشاغل مختلف بخواهند اعتراف کنند چه جوري مي‌کنند:
يک آب فروش: من اعتراف مي‌کنم که در اغتشاشات اخير هر وقت که معترضين به نتيجه انتخابات مي‌آمدند پيش من از دل و جان به آنها آب مي‌دادم اما به محض اينکه يک برادر لباس شخصي را مي‌ديدم آب نمي‌دادم!
يک پلاستيک فروش: من اعتراف مي‌کنم که در جريان حوادث اخير هر چي سطل زباله پلاستيکي توي شهر بود را من پخش کردم. هدفم از اين کار اين بود که معترضين به نتيجه انتخابات آنها را آتش بزنند تا چشم شان در مقابل گاز اشک‌آور نسوزد!قول مي‌دهم که بعد از آزادي بروم دنبال شغل آهنگري و به جاي سطل زباله پلاستيکي سطل زباله آهني بسازم تا معترضين نتوانند آن را آتش بزنند!
يک فروشنده مواد مخدر: بنده اعتراف مي‌کنم که در حوادث اخير بين معترضين به نتيجه انتخابات  مواد مخدر توزيع مي‌کردم تا ضمن اينکه حال کردند دود هم بکنند تا گاز اشک آور نتواند اشک شان را در بياورد!
يک پزشک: بنده اعتراف مي‌کنم که در حوادث اخير هر تعداد مجروحي که به من تحويل مي‌دادند را از جان و دل معالجه کرده و مي‌فرستادم شان به دامن جامعه تا دوباره اغتشاش کنند!
يک جسم سخت: من اعتراف مي‌کنم که در حوادث اخير هر جا که يک اغتشاشگر را مي‌ديدم فورا خودم را مي‌کوبيدم توي  فرق سرش تا به اين وسيله لباس شخصي‌ها و غيره را آدم‌هايي خشن نشان بدهم!
يک هندوانه فروش: من اعتراف مي‌کنم که در تمام درگيري‌ها حضور به هم رسانده و هر چه هندوانه داشتم را به زمين مي‌کوبيدم تا رسانه‌هاي خارجي رنگ قرمز هندوانه را با رنگ خون اشتباه گرفته و  به مردم دنيا نشان بدهند؛  تا به اين شيوه حوادث اخير را جزو خونبارترين حوادث اخير نشان بدهم!
يک نانوا: من اعتراف مي‌کنم در حوادث اخير هر جا که موافقان آقاي احمدي‌نژاد را مي‌ديدم ضمن اينکه يک نان به او مي‌دادم مي‌گفتم: برو داداش فکر نون باش که خربزه آبه!
يک مخمل فروش: من اعتراف مي‌کنم که در جريان درگيري‌هاي اخير جزو کساني بودم که بين معترضين به نتيجه انتخابات به ميزان کافي پارچه مخمل توزيع کردم تا يادشان نرود که هدف اصلي انقلاب مخملي است و نه اعتراض به نتيجه انتخابات!
يک نمک فروش: من به عنوان يک نمک فروش اعتراف مي‌کنم که در جريان حوادث اخير هر جا يک زخمي مي‌ديدم بلافاصله روي زخمش نمک مي‌پاشيدم تا جيغ بکشد و شهر را دچار آلودگي صوتي بکند!
يک ميوه فروش: من اعتراف مي‌کنم که از همان ابتداي انتخابات تا همين الان هر روز توي مغازه‌ام ميوه‌هاي سبزي چون خيار، گوجه سبز، چنبرخيار، سيب سبز، و يکسري چيز‌هاي سبز ديگر مي‌فروختم تا به اين وسيله ارادتم را به جنبش سبز نشان بدهم!
يک حلوا فروش: من اعتراف مي‌کنم که در جريان اغتشاشات اخير ته دلم خيلي خوشحال بودم که همين جور آدم کشته مي‌شود. دليل خوشحالي‌ام اين بود که خانواده افراد کشته شده از من حلوا مي‌خريدند و کارم رونق گرفته بود!
يک کشک فروش: من اعتراف مي‌کنم که در جريان درگيري‌هاي اخير بين مردم کشک توزيع مي‌کردم تا به آنها بفهمانم بي خودي خودشان را علاف نکنند چرا که همه چيز کشکه!
يک راننده: من اعتراف مي‌کنم در روزهاي درگيري ماشينم را از توي خانه در نمي‌آوردم تا به خيال خودم ترافيک را کم کرده باشم و به اغتشاشگرها کمک کنم که زودتر به ميدان آزادي برسند!
يک موبايل فروش: من اعتراف مي‌کنم که در روزهاي درگيري گوشي‌هاي معمولي‌ام را از پشت ويترين جمع کرده و تا مي‌توانستم گوشي دوربين دار به معترضين مي‌فروختم تا به اين وسيله مجبورشان کنم براي رسانه‌هاي خارجي فيلم بگيرند!
يک بوق فروش: بنده هم به عنوان يک بوق فروش اعتراف مي‌کنم که در روزهاي درگيري به طور شبانه روزي کار مي‌کردم تا ماشين‌هايي که بوق شان دچار مشکل شده را درست کنم تا به اين وسيله توي اغتشاشات، بروند جلو و بوق بزنند!
يک سبزي فروش: من اعتراف مي‌کنم که يک روز قبل از انتخابات بقالي داشتم و درست يک روز بعد از انتخابات سبزي فروشي زدم تا به جنبش انقلاب سبز مخملي پيوند بخورم!
يک زرشک فروش: بنده اعتراف مي‌کنم که نه زرشک فروش هستم و نه علاقه‌اي به اين کار دارم اما درست روز برگزاري جشن آقاي احمدي‌نژاد در ميدان وليعصر رفتم دور ميدان و زرشک فروختم!
يکي از شخصيت‌هاي کارتون گاليور: من اعتراف مي‌کنم که در جريان اغتشاشات مامور بودم تا بروم در بين لباس شخصي‌ها و غيره و بگويم:«ما موفق نمي‌شويم من مي‌دونم»!تا به اين وسيله روح و روان آنها را تخريب کنم!
يک خواننده کوچه بازاري: من اعتراف مي‌کنم که در جريان وقايع اخير ترانه‌اي خواندم با اين مضمون: «خوش به حالت تکه سنگ... که نداري دل تنگ» تا به اين وسيله به مردم يادآوري کنم که با سنگ هم مي‌توانند بزنند شيشه بانک‌ها و همچنين شيشه ماشين خودشان را خرد کنند!

مهدي طوسي

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1388ساعت 0:49 توسط م |
لاغری 100% تضمینی (انتخابات)
 

بعد از انتخابات ، قبل از انتخابات

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1388ساعت 0:27 توسط م |
نیروگاه هسته‌ای

 

نیروگاه هسته‌ای به تأسیساتی صنعتی و نیروگاهی می‌گویند که بر پایهٔ فناوری هسته‌ای و با کنترل فرآیند شکافت هسته‌ای، از گرمای تولید شده آن اقدام به تولید انرژی الکتریکی می‌کند. کنترل انرژی هسته‌ای با حفظ تعادل در فرآیند شکافت هسته‌ای همراه است که با استفاده از گرمای تولیدی برای تولید بخار آب (مانند بیشتر نیروگاه‌های گرمایی) اقدام به چرخاندن توربین‌های بخار و به دنبال آن ژنراتورها می‌کند.

در سال ۲۰۰۴ انرژی هسته‌ای در تولید کل انرژی مصرفی جهان سهمی در حدود ۶٫۵٪، و در تولید انرژی الکتریکی سهمی در حدود ۱۵٫۷٪ داشته‌است و نخستین بار به وسیله انریکو فرمی در سال ۱۹۳۴ در یکی از آزمایشگاه‌های دانشگاه شیکاگو تولید شد. این اتفاق زمانی رخ داد که تیم او مشغول بمباران کردن هسته اورانیوم با نوترون بودند.

بر طبق پیش‌بینی اتحادیه جهانی هسته‌ای در سال ۲۰۱۵ به طور متوسط هر ۵ روز یک‌بار یک نیروگاه هسته‌ای در جهان افتتاح خواهد شد.شکافت هسته‌ای صورت گرفته در یک راکتور فقط بخشی از یک چرخه هسته‌ای است. این چرخه از معادن شروع می‌شود.میزان اورانیوم موجود در پوسته زمین نسبتاً‌زیاد است به طوری که با منابع فلزاتی همچون قلع و ژرمانیوم برابری می‌کند و تقریباً ۳۵ برابر میزان نقره موجود در پوسته زمین است. اورانیوم ماده تشکیل دهنده بسیاری از اجسام اطراف ما مانند سنگ‌ها و خاک است. طبق آمارگیری جهانی معادن شناخته شده جهان در حال حاضر برای تامین بیش از ۷۰ سال انرژی الکتریکی جهان کافی هستند. بهای متوسط اورانیوم در حال حاضر ۱۳۰ دلار آمریکا به ازای هر کیلوگرم است. به این ترتیب ثبات تامین سوخت هسته‌ای از بسیاری از دیگر مواد معدنی بیشتر است.

مهمترین مسئله‌ای که مخالفان انرژی هسته‌ای بیان می‌دارند امنیت محیط زیستی نیروگاه هسته‌ای است زیرا با کوچکترین اشتباه فجایعی مانند فاجعه چرنوبیل قابلیت رخ دادن خواهند داشت.

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1388ساعت 0:14 توسط م |
عجیب ترین شکایات مطرح شده در آمریکا

http://pix2pix.org/my_unzip/120431368223.jpg

در دنیا شکایات عجیب و غریبی به ثبت می رسند که برخی به فرجام می رسند و برخی نافرجام می مانند.

کشور آمریکا نیز شاهد شکایات بسیار جالب و عجیب و غریبی است،

این هم برخی از عجیب ترین شکایات مطرح شده در آمریکا:

به گزارش وبلاگ ترجمه اخبار ترکیه به نقل از روزنامه وطن؛یک مرد اهل سان دیه گوی آمریکا علیه شهرداری شکایتی را به مبلغ 5.4 میلیون دلار مطرح کرد.

دلیل شکایت این بود:

هنگام اجرای کنسرت در سالن شهرداری یک زن وارد توالت مردانه شده بودو شاکی از لحاظ روحی صدمات جبران ناپذیری دیده بود!

************ ********* ********* ********* ********* *

یک سارق زندانی نیز علیه مسئولان زندان شکایت کرد.

چرا که مسئولان زندان به او دئودورانت رایگان نمی دادند!

************ ********* ********* ********* ********* *
یک بیمار سرطانی نیز به دلیل آنکه در مدت زمانی که پزشکان گفته بودند نمرده بود

از مسئولان بیمارستان خواستار غرامت شد. چرا که اعتقاد داشت خیلی وقت قبل باید می مرده است!

************ ********* ********* ********* ********* *
پتر ویلز 36 ساله در شکایتش خواستار غرامت از همسرش شد.

چرا که معتقد بود زنش به او گفته بود از وسایل پیشگیری از حاملگی استفاده می کند اما به وی دروغ گفته است.

وی در شکایتش مدعی شد زنش اسپرم وی را دزدیده است! در نهایت این شکایت به جایی نرسید!

************ ********* ********* ********* ********* *
یک زن که در یک روز برفی با یک موتور برفی تصادف کرده بود راننده موتور برفی را کشت.

به دلیل آنکه نمی توانست از مرده شکایت کند علیه زن متوفی به دلیل شوکه شدن شکایت کرد!

************ ********* ********* ********* ********* *
در فلوریدا یک ماهیگیر اسیر طوفان شد و درگذشت.

خانواده متوفی علیه یک کانال تلویزیونی به جرم هواشناسی نادرست شکایت کردند

و خواستار 10 میلیون دلار غرامت شدند. این دعوا به فرجام نرسید.

************ ********* ********* ********* ********* *
یک پیرزن 81 ساله به نام استلا لیبک بخاطر آنکه قهوه خریداری شده اش روی بدنش ریخته بود

و باعث سوختگی شده است از شرکت مک دونالد شکایت کرد.

دادگاه وی را محق دانست و پیرزن 2.7 میلیون دلار خسارت دریافت کرد.

مک دونالد از ترس شکایات مشابه تدابیر لازم را اتخاذ کرد!

************ ********* ********* ********* ********* *

در رستورانی در فیلادلفیا یک خانم مشتری که زمین خورده بود و استخوانش شکسته بود

علیه رستوران شکایت می کند و 113 هزار و 500 دلار به دست می آورد.

جالب اینکه این مشتری به نام آمبر چارسون در رستوران با معشوقش دعوا کرده بود

و روی بطری ای که به سوی معشوقش پرت کرده افتاده و زمین خورده بود!

+ نوشته شده در سه شنبه هشتم بهمن 1387ساعت 0:17 توسط م |
ماجرای یوسف و یعقوب از منظر قانون عمل و عکس العمل

همه از داستان زندگی حضرت یوسف و همچنین پدر او یعقوب کم و بیش می دانیم که به چه کیفیتی است و چگونه است اما امام سجاد این ماجرا را در منظر قانون کارما و عمل و عکس العمل طور دیگری بیان می کنند که خلاصه ای از آنرا اینجا می اورم.

ابتدا یادآوری ها :

۱ - حضرت یعقوب به فرزندان خود بسیار اهمیت می داد اما دو فرزند آخر باتوجه به اینکه از مادری دیگر بودند و مادرشان فوت کرده و همچنین سنشان از همه کمتر بود نیاز به توجه بیشتری داشتند لذا این قضیه شاید می توانست باعث برانگیختن حس حسادت برادران دیگر شود .

۲ - حضرت یعقوب متمکن بود و همچنین بزرگ دیار لذا ایشان تقریبا هر شب یک گوسفند (قوچ) سور می داد و همه مردم دعوت بودند.

۳ - معمولا وقتی ما یک میهمانی بزرگ داشته باشیم آخر شب خسته و مانده هستیم و پس از اتمام میهمانی دیگر نای تکان خوردن هم شاید نداشته باشیم (درست است؟).

و اما داستان از منظر روانشناسی و قانون کارمای طبیعت (عمل و عکس العمل) :

یک شب از همان شبهایی که یعقوب نبی اطعام می داد - پس از پایان میهمانی - خسته از پذیرایی ها آماده استراحت شد که ناگهان یکی از پسرها به نزد پدر آمد و گفت ” پدر یک نفر (گدا) از شما تقاضای کمک کرده و می گوید دستم خالیست ” (با توجه به اینکه این گدا همه جا را رفته بود و به خدای خود گفته بود که اینجا دیگر جوابم را می دهند) . پدر به پسر گفت “خودت بطریقی که ناراحت نشود ردش کن بگو فردا بیاید اول وقت جوابش را می دهم.” پسر عمل کرد و گدا را رد کرد. گدا هم به خدای خود گفت “این هم از پیامبرت که ما را رد کرد”.

همان شب به حضرت یعقوب ندا رسید که “یعقوب بنده ما را راندی، منتظر عقوبت باش” (زیرا پیامبران باید اهم و مهم را رعایت کنند) و در همان شب خوابی عجیب دید که در آن ۱۱ گرگ گرسنه یوسف را می درند که یوسف نیز در همان شب خواب دید که ۱۱ ستاره و ماه و خورشید…

فردای آنروز یوسف داستان را برای پدرش تعریف کرد، پدرش هم گفت که برای کسی تعریف نکند. خب پدر میدانست که شاید باعث برانگیختن حسادت برادران شود همچنین منتظر عقوبت الهی بود.یوسف هم که پسری نوجوان سرشار از غرور و حس نمایان کردن داشته های خود به دیگران، نتوانست جلوی خود را بگیرد و بالاخره داستان را برای برادران خود نقل کرد :

” داداشا، من دیشب خواب دیدم که ۱۱ تا ستاره و ماه و خورشید دارن به من، من یوسف، سجده می کنن”

در اینجا یوسف خواست بزرگی خود را به رخ برادران بکشد.یعنی خواست مخالف قانونمندی طبیعت عمل کند. یعقوب که دل بنده ای را شکسته بود، قریب به ۳۰ سال فرزندش را ندید و آن گرفتاریهایی که بهتر میدانید طبق قانون کارما و عمل و عکس العمل برایش پیش آمد. یوسف هم که من وجودی خودش را بزرگتر جلوه داده بود قریب به ۱۵ سال به زندان افتاد یعنی با یک من گفتن و تکبر کردن به زیر زمین رفت و در زندان افتاد ولی پس از توبه، به برترین مقام مصر نائل گشت.

نتیجه گیری :

هر عملی را عکس العملی است با همان نتیجه ولی شاید به شکلی دیگر.

تکبر انسان را به قعر زمین فرو می برد (افتادگی اموز اگر طالب فیضی - هرگز نخورد آب زمینی که بلند است)

توبه و بازگشت می تواند انسان را به بلندترین مراتب برساند.

+ نوشته شده در سه شنبه هشتم بهمن 1387ساعت 0:12 توسط م |
7 راه علاقمند كردن شنوندگان

 

 

همه ي ما در بعضي مراحل زندگي مجبور به سخنراني کردن مي شويم. مصاحبه اي براي کار جديدتان است؟ سخنراني براي ناظر يا هيئت مديره ي شرکت محل کارتان است؟ بله، همه ي اين ها سخنراني هاي بسيار مهمي هستند و مي توانند آينده ي شما را رقم بزنند. پس نگذاريد که اين فرصت ها از دست بروند بدون اينکه شانس موفقيتتان را بالا ببريد.

در اينجا به نکاتي اشاره مي کنيم که هنگام سخنراني کردن براي شنوندگاني حرفه اي و متخصص بايد به خاطر داشته باشيد.


1- شنوندگان را هم درگير کنيد
شنوندگان هم دوست دارند که وارد ماجرا شوند، نه اينکه فقط گوش کنند و حوصله شان سر برود. شما بايد به آنها براي نشستن و گوش دادن به حرفهايتان دليل بدهيد. 30 تا 90 دقيقه زمان داريد تا بتوانيد توجه آنها را جلب کنيد. مي توانيد همان تکنيک قديمي شروع کردن سخنراني با يک جوک را به کار گيريد. اما...شايد زياد هم ايده ي جالبي نباشد.

اشتباه نکنيد...مطمئناً دادن يک جنبه ي شوخي به سخنرانيتان قابل قبول است. اما اگر اين جنبه را به صورت کلي وارد سخنراني کنيد با اينکه سخنراني را با يک فقط کاربراني که ثبت شده اند و فعال شده اند مي توانند لينکها را ببينند[براي ثبت نام اينجا را کليک کنيد] شروع کنيد بسيار متفاوت است. پس بهتر است که آن را با يک سوال آغاز کنيد. اين تکنيک بسيار جواب مي دهد. چون شنوندگان را هم وارد بحث مي کند. تکنيک ديگري که گه گاه توسط بعضي سخنرانان به کار گرفته مي شود بردن نام بعضي از اشخاص بين حضار است.


2- سرزنده و با روح باشيد
بهترين سخنرانان کساني هستند که چه در حرکاتشان و چه در سخن گفتنشان با روح و سرزنده هستند. خوب نيست که خود را پشت سکو پنهان کنيد يا فقط در گوشه اي بایستيد. دفعه ي بعد اين کار را امتحان کنيد: وقتي براي يک گروه 20 نفره يا بيشتر سخنراني مي کنيد، حين صحبت کردن بين شنوندگانتان راه برويد. هر از چند گاهي ايستاده و دستتان را روي شانه ي يکي از شنوندگان قرار دهيد. با اين کار باعث خواهيد شد که توجه آنها به شما بيشتر جلب شده و به حرفهايتان دقيق تر گوش کنند.


3- صدايي تاثيرگذار داشته باشيد
روي چيزي که مي خواهيد تحويل دهيد، زمان بگذاريد. کسي توقع ندارد که مثل يک گوينده ي تلويزيون بياييد و برويد. بايد بتوانيد صدايي خوشايند و سرگرم کننده تحويل دهيد. هنگام سخنراني به اين چهار نکته توجه داشته باشيد: تن صدايتان را هر از گاهي تغيير دهيد، درجه ي صدا را بالا و پايين ببريد، سرعت صحبت کردنتان را تغيير دهيد، و گاه گاهي براي تاثير گذاري بيشتر سکوت کنيد.


4- از کارهايي که باعث پرت کردن حواس شنوندگان مي شود دوري کنيد.
هيچ چيز به اندازه ي اين کار نمي تواند يک سخنراني را خراب کند. چند وقت پيش مديري را ديدم که سخنراني اش را فقط به خاطر اينکه با پول خردهاي توي جيبش بازي مي کرد از دست داد. بعد از سخنراني کسي درمورد محتويات سخنراني او حرفي نمي زد، همه فقط مي گفتند که چقدر از صداي جرينگ جرينگ پول خردها اعصابشان خرد شده است. کنار گذاشتن اين عادت ها کار سختي نيست. گه گاه هنگام تمرينات سخنرانيتان فيلمبرداري کنيد و بعد آنرا مرور کرده و پي به عادت هاي آزاردهنده تان ببريد تا بتوانيد آن ها را کنار بگذاريد.

5- لباس مناسب بپوشيد
روزي با يکي از مدير عاملان صحبت مي کردم که مي گفت اولين چيزي که در برخورد با يک فرد به آن توجه مي کند لباس هايش است. بايد بتوانيد طوري لباس بپوشيد که حداقل يک پله از حضار بالاتر باشيد. متوجه باشيد که کفش هاي ارزان، شلوار جين و بلوزهاي رنگي مناسب انجام يک سخنراني نيست. به لباس پوشيدنتان خيلي دقت کنيد.


6- حرف هاي تازه بزنيد
از تکرار کردن داستان ها و خاطرات هميشگي پرهيز کنيد. حرف هاي تازه بزنيد. سعي کنيد در سخنرانيتان جايي هم براي وقايع روز باز کنيد. حتماً آن روز يا آن هفته اتفاق جديدي افتاده است که در موردش صحبت کنيد. حرف ها و مطالب تکراري شنوندگان را خسته و بي حوصله خواهد کرد. حرف هاي جديد برعکس آنها را راغب به گوش کردن و توجه بيشتر مي کند.


7- تمرين داشته باشيد
چندين مرتبه تمرين کردن سخنرانيتان مي تواند باعث موفقيتتان شود. چون معمولاً رقبايتان اين کار را نخواهند کرد. معمولاً افراد فقط چند دقيقه قبل از سخنرانيشان نگاهي به نوشته هايشان مي اندازند، اما سخنرانان موفق هميشه براي تمرين آن هم وقت مي گذارند. يک سخنران واقعي از قبل برنامه ريزي مي کند که چطور سخنراني خود را شروع کند و چطور به پايان برساند. مي دانند که چه موقع بين حضار راه بروند و دست روي شانه ي چه کسي بگذارند. مي دانند که چه زماني سکوت کرده و چه زماني تن صدايشان را تغيير دهند. مي دانند که به کجا نگاه کنند. با تمرين کردن مطمئناً سخنراني بهتري ارائه خواهيد داد.

+ نوشته شده در دوشنبه هفتم بهمن 1387ساعت 23:56 توسط م |
زنان در عربستان (ظنز)


 

1-اگر یک زن سیگار بکشد:

در امریکا به او می گویند :زنیکه سیگاری
در ایران به او می گویند : زنیکه معتاد فاحشه خیابانی لجن!
و در عربستان او را سنگسار می کنند!

2-اگر یک زن برای برابری حقوق زن و  مرد تلاش کند:

در امریکا به او می گویند : فمنیست
در ایران به او می گویند :تهمینه میلانی
و در عربستان او را سنگسار می کنند!

3-اگر یک زن مورد تجاوز قرار بگیرد :

در امریکا او را به آسایشگاه روانی می برند تا او را به زندگی اجتماعی باز گردانند.
در ایران او را به آسایشگاه روانی می برند و او در آنجا خودکشی می کند!
و در عربستان او را سنگسار می کنند!

4-اگر جسد زنی در یکی از میدان های شهر و درون یک کیسه پلاستیکی پیدا شود:

در امریکا : احتمالاً او یک زن خیابانی و بی خانمان بوده.
در ایران:احتمالاً شوهر غیرتی اش او را کشته
در عربستان: صد در صد بر اثر جراحات وارده ناشی از سنگسار به قتل رسیده است!

5-زنان:

در امریکا اجازه دارند در  پزشکی ، حقوق ، مهندسی و … تحصیل نمایند.
در ایران اجازه دارند در پزشکی ، حقوق ، مهندسی و …. به شرط تفکیک جنسیتی تحصیل نمایند
در عربستان اجازه دارند از بین بی سوادی و سنگسار یکی را برگزینند!

6- مادر:

در امریکا: مادر و پدر مسئول نگه داری و تربیت و بزرگ کردن فرزندان هستند.
در ایران: مادر مسئول نگه داری و تربیت و بزرگ کردن فرزندان است.
در عربستان:فرقی نمی کند که مادر مسئول چیست چون در هر صورت سنگسار می گردد.

7- اگر زنی بخواهد از شوهرش جدا شود:

در امریکا:درخواست طلاق می دهد و نیمی از سرمایه شوهرش به او میرسد( زمان بین درخواست طلاق و اتمام مراحل قانونی:دو هفته)
در ایران:در خواست طلاق می دهد و در صورتی که هیچ ادعایی نسبت به نفقه و مهریه نداشته باشد میتواند از همسرش جدا گردد(زمان بین درخواست طلاق و اتمام مراحل قانونی: 14 الی 15 سال!)
در عربستان:درخواست طلاق میدهد و شوهرش اجازه دارد او را سنگسار کند

8-یک دختر 18 ساله:

در امریکا نیازی به اجازه کسی برای انجام کارهایش ندارد.
در ایران تنها برای دست شویی رفتن و تنفس نیازی به اجازه کسی ندارد!
در عربستان اصولاً هیچ اجازه ای ندارد!!!

9-تبریک میگم شما پدر شدید.بچتون یه دختره

در امریکا:Oh God Thanks
در ایران: خاک بر سرت حلیمه! بازم دختر زاییدی؟!؟!
در عربستان: نعم؟البنت؟ لا لا لا! أنا بد بخت! سنک سار یا زنده فی القبر هذه الدختر!

10-زنی به شوهرش خیانت کرد….

در امریکا: طلاق ….
در ایران: فحش، کتک ، اسید ، چاقو ، قتل ناموسی…..
در عربستان: به دلیل دلخراش بودن صحنه ها از بیان آن عاجزیم

+ نوشته شده در دوشنبه هفتم بهمن 1387ساعت 1:40 توسط م |

قالب وبلاگ

free Template Blog

قالب وبلاگ

قالب بلاگفا